سر خط خبرها:
اختصاصی «فکرشهر»

شعر طنز/ عنبر نسا و حقوق کارگری

امراله کافی نژاد*

عنبر نسا 

ماده خری گفت به من سربسر 

حق و حقوق تو چه باشد مگر 

مزد تو از پشکل ما کمتر است 

هر پِهِن از کل حقوقت سر است

بوق سحر تا سر شب متصل 

کار کنی تا که نگردی خجل

کل حقوق تو در این روزگار 

خرج معاشت نکند برقرار 

پشکل ما لیک دو وعده به روز 

در شود از پشت من دلفروز 

هر عددش بین خلایق طلاست 

داروی درد طرف مبتلاست 

سینه و حلق تو گر آید به درد 

پشکل ما می کند آن درد سرد 

حق و حقوق تو بدان نازنین 

با پهن ما نشود هم قرین 

کافی بیچاره تو با این حقوق 

پشکل ما کرده تو را پایه بوق 

*متخلص به «کافی رودفاریابی» شاعر و نویسنده اهل رودفاریاب بخش ارم شهرستان دشتستان

دیدگاه خود را بنویسید