سر خط خبرها:
اختصاصی «فکرشهر»

حاشیه نشینی افسارگسیخته چالشی فراروي توسعه اجتماعی برازجان

فکرشهر ـ آرش علیزاده*: رشد شهرنشینی به دلایل مختلف در استان بوشهر با نموداری صعودی و شتابان همواره رو به افزایش است و این افزایش بدون پشتوانه، مسائل و معضلات بسیاري براي حوزه مدیریت و برنامه ریزی شهری استان، به خصوص در شهر برازجان به وجود آورده است. در این میان، حاشیه نشینی به عنوان آیینه تمام نماي مسائل شهري، جایگاه و اهمیت خاص اجتماعی دارد...

فکرشهر ـ آرش علیزاده*: رشد شهرنشینی به دلایل مختلف در استان بوشهر با نموداری صعودی و شتابان همواره رو به افزایش است و این افزایش بدون پشتوانه، مسائل و معضلات بسیاري براي حوزه مدیریت و برنامه ریزی شهری استان، به خصوص در شهر برازجان به وجود آورده است. در این میان، حاشیه نشینی به عنوان آیینه تمام نماي مسائل شهري، جایگاه و اهمیت خاص اجتماعی دارد.

حاشیه نشینی، دو وجه بیرونی و درونی دارد. معمولاً وجه بیرونی و ظاهر آن مورد توجه عموم مردم و مبناي قضاوت درباره این پدیده است. افراد در این وضعیت در مناطقی اقامت می کنند که با جامعه میزبان ارتباط کمی دارند و بین محل سکونت آنها و منطقه اصلی شهر، نوعی جدایی وجود دارد. این امر ممکن است به دلیل وضعیت نامطلوب اقتصادي و عدم توانایی مالی خانواده ها باشد که به علت هزینه هاي بالاي زندگی قادر به زندگی در مناطق اصلی شهر نیستند. علت دیگر آن وجود موانع جذب در جامعه میزبان است. از آنجا که بسیاري از مناطق سنتی به آسانی نمی توانند وجود این مهاجرین را بپذیرند، لذا آنان به مناطقی روي می آورند که امکان کنترل هاي اجتماعی و هنجاري کمتري در آنجا وجود دارد. این مناطق بیشتر در حاشیه شهرها قرار دارند.

عدم مشارکت، احساس تبعیضو نداشتن روحیه تعلق شهروندي، از ویژگی هاي عمده شخصیتی حاشیه نشینان است. حاشیه نشین این احساس را دارد که شهر، خانه او نیست، اگر چه خانه او در شهر است. 

در شهر برازجان، مناطق حاشیه اي به صورت کمربندي از شمال شرق تا جنوب غرب شهر را در برگرفته و رشد قارچ گونه این مناطق، همچنان ادامه یافته است؛ به نحوي که جغرافیاي فیزیکی شهر را دستخوش ناهمگونی و ناهنجاری هاي شدید کرده است. زندگی حاشیه اي از یک سو می تواند تهدیدهایی براي نظام شهري به شمار رود و از سوي دیگر به حاشیه راندگی، مسائل و مشکلات زیادي نیز براي ساکنان این مناطق به همراه دارد. به طور کلی با توجه به ساختار شغلی مناطق حاشیه نشین می توان نتیجه گرفت که اشتغال غیرقانونی، کاذب، ناسالم، سیاه و زیرزمینی در میان ساکنان حاشیه نشین غلبه دارد. ساکنان این سکونت گاه ها، اغلب فاقد تحصیلات یا توانمندي حرفه اي و مهارت شغلی لازم براي کسب فرصت هاي شغلی بهتر هستند و چنین پیشینه اي مانع از اشتغال آنان در شهر می شود. از این رو، معمولاً حاشیه نشینی، در بطن خود نوعی حاشیه نشینی اقتصادي به معناي اشتغال در بخش غیررسمی و عدم جذب در نظام اقتصاد شهري را به دنبال دارد. 

حاشیه نشینی فضایی، مولود حاشیه نشینی اقتصادي اجتماعی آن بخش از جمعیت است که ساکن این محله ها هستند. آنها از مشارکت اجتماعی و تعلق شهروندي پایینی برخوردارند و از خدمات ارائه شده در این محلات به هیچ وجه راضی نیستند. 

با توجه به گسترش فقر و بیکاري، حاشیه نشینان بیشتر در معرض آسیب هاي اجتماعی هستند؛ آنان مسائل و مشکلات زیادي دارند که لازم است مسوولان شهری در رفع و حل این مشکلات اقدامات جدي نمایند و به خو استه ها و نیازهاي ساکنان این مناطق، به عنوان شهروند توجه نمایند؛ زیرا، فقر فرهنگی و مشکلات مالی ساکنان این مناطق و در حاشیه بودن آنها از یک سو و دیدن زندگی شهرنشینانی که از امکانات زندگی امروزي بهره مند هستند از سوي دیگر، سبب ایجاد نارضایتی عمیق در بین این بخش از قشرهاي جامعه می شود و این امر گاه می تواند همچون انبار باروت، زمینه ساز آشوب هاي اجتماعی باشد؛ زیرا تداوم فقر و فلاکت بدون واکنش نخواهد بود و خشونت هاي جنایت آمیز را افزایش می دهد.

نباید فراموش کرد که حاشیه نشینان، دولت و به ویژه شهرداری ها را مسوول اصلی وضع خود می دانند. آنان نقاط ضعف خود را نادیده می گیرند و به همین دلیل در برخورد با مأموران دولتی، هر چند که خود می دانند آنها نقشی در ایجاد این نابسامانی ها ندارند، برخورد خصمانه اي از خود بروز می دهند و در اغلب موارد، حتی حاضر به قبول راه حل هاي منطقی ارائه شده از طرف آنان نیز نیستند.

به نظرمی رسد قبول واقعیت حاشیه نشینی از جانب مسوولان شهر، عدم نگاه قومی و قبیله ای، صلابت بیشتر دستگاه قضا در مساله زمین خواری و تغیر کاربری های غیر قانونی و سپس کنترل و هدایت آن در چارچوب طرح هاي توسعه شهري، تنها راه برون رفت از این بحران باشد.

*کارشناسی ارشد مهندسی عمران

دیدگاه خود را بنویسید