سر خط خبرها:
اختصاصی فکرشهر؛

سروده شاعر دشتستانی برای «آب»

امراله کافی نژاد*

آب   

یاد ایامی که هر جا آب بود 

گوشمان از خشکسالی خواب بود 

در میان کشور ایران زمین 

هر کجا عشق و رفاقت باب بود

شادمانی بود رایج بین ما 

واقعن پیر و جوان شاداب بود 

داشت هر شخصی شرافت بیشمار 

مرد بین خانه اش ارباب بود 

هر کجا سرسبز شالیزارها 

هر کجا آبی تمیز و ناب بود 

یاد ایامی که بین خاک ما 

هر کجا دریاچه و تالاب بود 

از میان آبشار و باغها 

آب در فواره و پرتاب بود 

هر کجا عشقی تمیز و بی ریا 

کشمکش در خانه ها نایاب بود 

عاشق و معشوق از روی وفا 

از برای یکدگر بیتاب بود 

قولها در هر کجا مردانه بود 

شیوه ی حرف و عمل جذاب بود 

خشکسالی ناگهان از ره رسید 

سبزه تصویرش فقط در قاب بود 

ماتمی افتاد در جان پدر 

کشته ی این داستان سهراب بود 

شادمانی رفت از بین وطن 

جهل چون همسنگر احزاب بود 

هر کجا بیداد گرها عین هم 

شیوه ی اربابها ارعاب بود

تا همیشه کافی شیرین سخن 

دشمن بیدادگر اعراب بود 

*متخلص به «کافی رودفاریابی» شاعر و نویسنده اهل رودفاریاب بخش ارم شهرستان دشتستان

دیدگاه‌ها

عیسی افسری

دورود براستادکافی باعث افتخار روستامون هستی 

صفحه‌ها

دیدگاه خود را بنویسید