فکرشهر
«آبادان» در روزگار جنگ جهانی دوم یکی از شهرهای پیشرفته خاورمیانه بود و پالایشگاه نفت آن آوازه جهانی داشت. با آغاز جنگ در ٩ شهریور ١٣١٨ برابر با یکم سپتامبر ١۹٣۹ و اشغال ایران از سوی متفقین، انگلیسیها بنزین و سوخت رایگان پالایشگاه آبادان را در اختیار داشتند. با خاموشی جنگ، از آنجا که آوازه آبادان در همه جا به دلیل نفت پیچیده بود، نه تنها شهروندان کشورهای بیگانه بلکه شهروندان شهرهای لارستان و سراسر استان پارس، بوشهر، هرمزگان، بختیاری ها، کهگیلویه و ممسنی، استان اصفهان و سراسر ایران نیز برای کار به آبادان آمده و در این شهر زندگی میکردند. آبادان به گونه دوبی و قطر شاخاب پارس امروز بود.
پیش از آن که به مسجد یا نیایشگاه رانگونیهای آبادان پرداخته شود، باید گفت پیشینه نگاران گستره نفت نوشته اند که شهر مسجد سلیمان استان خوزستان در سحرگاه ۵ خرداد ١٢۷٨ خورشیدی برابر با ١٩٠١ میلادی همزمان با اذان صبح در روزگار دودمان قاجار شاهد چاه نفت شده است.
گزارش نخستین فوران نفت از دل زمین نه تنها به گوش مردم شهرهای ایران و سراسر غرب آسیا، بلکه به گوش مردم جهان نیز رسید. با پا در میانی «آنتوان کتابچی خان» شهروند گرجی تبار ایرانی، قرار دادی میان دربار قاجار با «ویلیام ناکس دارسی» انگلیسی بسته شد و مظفرالدین شاه آن را امضا کرد. پس از آن برای شش دهه کاوش و بهره برداری از نفت ایران به انگلیسیها واگذار شد. گوشههایی از این قرار داد فراز و فرودهایی پیدا کرد که در پژوهش ساختمان مسجد رانگونی آبادان نمیگنجد.

کوتاه سخن آن که با کُندی در پیشروی کار، سختیهای پیشِ روی شرکت نفت برمه و کارگران آن بر سر هزینه با «دارسی»، بالا گرفت. سرانجام در بامداد پنجم خرداد ١٢٨۷ برابر با بیست و ششم ماه میمیلادی ١٩٠١ که همه کارگران در خواب بودند، با بلند شدن بخار گازِ از دل زمین همراه با غناهشت، «آرنولد ویلسون» افسر انگلیسی از شکر خواب سپیده دم پرید و نفتِ چاه سرانجام تا چندین متر فوران کرد؛ بنابراین شهروندان کشور انگلستان و کسانی که برایشان کار میکردند از جمله هندیها و بخش پاکستانی آن نیز برای کار به خوزستان آورده شدند؛ چون بخشی از کارکنان شرکت برمهای را مسلمانان و حتا غیر مسلمان میانمار تشکیل میدادند، نیاز به یک نیایشگاه یا مسجد داشتند.
نمای این ساختمان پرسش برانگیز است که میبایست در این باره بیشتر پژوهش شود، چرا که تنها مسجدهایی که مناره نداشتند، یکی خانه پیامبر اسلام و دیگری مسجد شیخ لطف الله در اصفهان که ویژه خانواده دربار صفوی بود، میباشد. البته در خوزستان نیز مسجد شیخ نبهان عامری اهواز مناره نداشت. مسجدها در روزگار قاجار بیشتر دارای مناره بودند. حال چرا این مسجد بدون مناره است، شاید هسته نخست این ساختمان برای نیایشگاه غیر مسلمانان بوده باشد. به هر روی، در این باره به پژوهشهای بیشتری نیاز است.
این مسجد در نزدیکی ورودی شرکت نفت آبادان شالوده ریزی شد. در بالا رفتن ساختمان مسجد، برمه ایها از کارگران هند و بخش پاکستان آن روزگار هند نیز استفاده میکردند. پیش نماز و گردانندگان نیایشی مسجد رانگونیها را شیخ عبدالرشید مندل، حاج آقا رانگونی، شیخ قادری هندی و محمد اسلم راجا بر عهده داشتند.

میانمار یا برمه در جنوب خاوری آسیا قرار دارد. با کشورهای لائوس، چین، تایلند، دریای آندامان و شاخاب بنگال (خلیج بنگال) هم مرز است. بزرگترین شهر برمه، یانگون یا «رانگون» میباشد. بیشتر شهروندان میانمار دارای باورهای بودایی، مسیحی و مسلمان هستند، اما شهروندانی با باورهای دیگر نیز در این کشور زندگی میکنند. با شمار بالای جمعیت بودایی میانمار، شاید در آبادان، هدف نخست، ساختن نیایشگاه بودایی بوده باشد. از سویی شاید شمار بالای بودائیان میانماری آبادان کم شده و جای خود را به مسلمانان میانماری سپرده و نیایشگاه بودایی به مسجد دگرگونی کاربردی یافته است.
سبک معماری مسجد رانگونی آبادان که نمایی از معماری سنتی هندی دارد، با گچ بریهای دلپذیر و برجسته همراه با به کارگیری سیمان و حتا ساروج به ویژه در شبستان این مسجد خیره کننده است. حکاکی «بسم الله الرحمن الرحیم» در پیشانی تاق به گونه «ولا غالب الی الله» در کاخ الحمبرا (الحمراء) خلفای عرب در جنوب اسپانیا بوده و چشمگیر است. مسجد رانگون آبادان با مسجدهای نه تنها ایران، بلکه کشورهای سراسر خاورمیانه تفاوت دارد. معماری آن از شیوه دو منارهای مسجدهای ایرانی و مناره مسجدهای عربی دنباله روی نکرده است. نمای بیرونی ساختمان ریشه در معماری سنتی هندی، میانماری و حتا معماری لائوس، ویتنام و کامبوج دارد. ساختمان این مسجد بیننده را به یاد ساختمان کاخ دولتی رانگون در کشور میانمار میاندازد که در سال ١٨۹٥ میلادی ساخته شد؛ از این دیدگاه، میراث فرهنگی ایران میبایست با هزینه و کمک گرفتن از معماران هندی و میانماری برای بر پا نگاه داشتن و بازسازی این مسجد تلاش شایسته کند. درست به همان گونه که پیش از انقلاب، معمار ایتالیایی «اوزینو گالدیری» در عالی قاپوی اصفهان بازسازی بسیار ارزشمندی انجام داد.
به گونه معماری مسجد رانگونی آبادان، نیایشگاه هندوها در شهر بندرعباس نیز دارای یک معماری بی همتا است. برای نگهداری از این دو ساختمان، وزارت میراث فرهنگی میبایست با در نظر داشتن آینده صنعت گردشگری، هر چه زودتر دست به کار بازسازی این دو ساختمان شود و از آنها نگهداری کند تا گامی برای تنوع در به نمایش گذاشتن بر جا ماندههای معماری کشور باشد. شوربختانه سالهای نخست انقلاب به دنبال بی دانشی سرپرستان میراث فرهنگی، دژهای سبک «ایبریکا»ی کشور پرتغال در آبخوستهای هرمز، لارک و قشم شاخاب پارس فرو ریخت. اکنون ویرانههای آن دژها، جای زایمان گربه و سگهای ویلان است.
آبادان با قرار داشتن در استان خوزستان، نزدیکی به کشور عراق و برجا ماندههای ایوان مداین تیسفون آن کشور و همچنین با نزدیکی به چغازنبیل نیاز به بازسازی برجا ماندههای تاریخی خود دارد. این شهر پس از اهواز، مرکز خوزستان، دومین شهر بزرگ این استان است. گفته میشود نام آبادان ریشه پهلوی دارد. نام رودخانه این شهر «بهمن شیر» نیز ریشه در روزگار بهمن اردشیر ساسانیان دارد. بهرام فره وشی در باره نام این شهر به پژوهش علمی پرداخته و گفتار بودار ناشیانه برخی ورق پارهها را به زباله دانی تاریخ انداخت.
نه تنها ساختمان مسجد رانگون آبادان بلکه ساختمانهای دیگر شهر از جمله کلیسای گارایت مقدس، موزه هنرهای معاصر، تاریخی و خطی، موزه آبادان و موزه بنزین که از دیدنیهای شهر میباشند به بازسازی و نگهداری بهینه نیازمند است. این شهر به دلیل قرار داشتن در جلگه آبرفتی و نزدیکی به کارون و همچنین بخش اروند رود و بهمن شیر برای ساختن و بازسازی ساختمان، به مهندسی علمی و معماران کارکشته نیاز دارد. با نزدیکی مسجد رانگون به اروند رود، نمساری این ساختمان بسیار بالاست. نمساری (رطوبت) در فصل زمستان ٨٩ درصد است. با همه آنچه گفته شد، معماران نخستین این مسجد بسیار کارآمد و با دانش بوده اند چرا که این مسجد زیبا توانسته است بیش از یک سده در جلگه آبرفتی آبادان دوام داشته باشد. حتا آینده نگری و دانش معماران این مسجد از مهندسان ساختمانهای دوقلوی متروپل آبادان نیز بیشتر بوده است.
مسجد رانگونیهای آبادان در ٩ فروردین ١٣۷٨ به شماره ٢٢٨٩ در فهرست برجا ماندههای تاریخی کشور به ثبت رسید، اما پس از جنگ هشت ساله در ابر و باد و مه و خورشید فلک رها بوده و پناهگاهی برای گربه و سگهای ترکش خورده جنگ صدام شد. اینک دههها از جنگ گذشته و این ساختمان به بازسازی آبرومند آنه نیازمند است.

پانوشت:
برای این گفتار کوتاه گزارشهای رسانهای درباره مسجد رانگونی آبادان، مقالات نگارنده درباره خوزستان و دژهای پرتغالی هرمز، قشم و لارک در کتاب «جرز و آوارهای طلایی» و کتابهای «نفت تمدن صنعتی و معماری در خوزستان» نوشته سیروس باور، چند یادمان از صنعت ملی شدن نفت در آبادان و... از نصرت الله بختورتاش و چند کتاب و دیدگاه علمی بهرام فره وشی درباره نام شهر آبادان بررسی شده است.
* دکترای معماری و پژوهشگر