سه دوبیتی شاعر استان بوشهر تقدیم به امام سجاد (ع)
دلش مشتاق دیدار پدر بود
زهجرانش ولیکن بی خبر بود
فرستادند بهرش راس بابا
که پنهان درمیان تشت زر بود
☆☆☆☆☆☆☆☆
چو بلبل برگ گل در تشت زر دید
چو دریا چشمایش اشک بارید
وجودش از رمق افتاد ناگه
زبس یک باره از آن صحنه ترسید
☆☆☆☆☆☆☆☆
عجب از اوج جهل و رذل و اغوا
سر بی تن کجا دارد تماشا
که آن جانی سر بی تن نشان داد
به آن طفلی که جویا بود بابا
☆☆☆☆☆☆☆☆
در این اقدام پست خصم نادان
بود اوج ستمکاری نمایان
نشان دادن سر ببریده بر طفل
کجا این شیوه باشد کار انسان
☆☆☆☆☆☆☆☆
لب خود بر لب بابا چو بنهاد
کشید از دل فراوان آه و فریاد
بسوزم از غم و داغ رقیّه
که در سوگ پدر آن لحظه جان داد.