جنجال تازه قلعهنویی؛ درخواست از حاکمیت برای برخورد با منتقدان
فکرشهر
در هیاهوی جام جهانی و حواشی پیرامون فوتبال چیزی که دردآور است، اینکه تمام توجهات به مسائل سطحی و سرمربی تیم ملی است! که صد البته به انواع مصاحبههای نادرست تا رفتارهای چندش آور و... بی ارتباط نیست.
اما چرا به عامل اصلی این بحران پرداخته نمیشود جالب است.
اینکه امیر قلعه نویی بر چه اساس و چه معیار و ملاکی انتخاب شد؟ توسط چه کسی یا چه کسانی؟ آیا او خود را به روز نگه داشته و فوتبال فعلی را میفهمد؟ مگر طی سیزده سال اخیر او چه موفقیتی کسب نموده بود؟ مگر دو فصل در اصفهان با سپاهانی که آن ساختار منظم، توام با امکانات عالی و آن همه ستاره چه عایدی داشت؟ در تیم گل گهر یکی از پول دارترین تیمهای لیگ چه دستاوردی داشت؟ مگر در دو جام ملتها چه دستاوردی داشته؟
این که چهل سال از آخرین قهرمانی ایران در آسیا، سی و چند سال از آخرین قهرمانی تیمهای ایرانی در آسیا، بیش از نیم قرن عدم صعود به المپیک میگذرد؛ اینکه ما عاجز یک میزبانی هستیم؛ اینکه حتی تیمی بازی تدارکاتی با ما انجام نمیدهد و ده ها، اما و اگر دیگر که افکار عمومی متوجه آن است و قطعا عامل همه این ناکامیها دلایل کلان تری دارد.
نتایج تیم ملی در جام جهانی هم نه فاجعه بود، نه دستاورد چندانی داشت، که قطعا قابل پیش بینی بود. اما از جشن استقبال گرفته تا فتح الفتوح تساوی با نیوزلند! این گونه طلبکارانه صحبت کردن کادر فنی نشات گرفته از کدام اعتماد بنفس است!
دردسری به نام مهدی تاج...
مردادماه سال ۱۳۹۹ بود که رای دادگاه کاس بابت شکایت ویلموتس مربی بلژیکی، برای ۳۲ روز حضور در ایران حدود ۵ میلیون و ۴۰۰ هزار یورو آب خورد. با احتساب هر یورو ۳۴ هزار و ۴۰۰ تومانی به نرخ ۶ مرداد ۱۴۰۱، دستمزد دریافتی این سرمربی بلژیکی جمعا ۱۸۵ میلیارد و ۷۶۰ میلیون تومان شد. یعنی برای هر روز ۵.۸ میلیارد تومان و برای هر ساعت ۲۴۱.۸ میلیون تومان و برای هر دقیقه ۴ میلیون تومان دستمزد دریافت کرد که در فوتبال جهان کم سابقه و در ایران بی سابقه بود. بدون شک چنین خسارتی و چنین خطایی بابت یک قرارداد فوتبالی، اگر هر کجای دنیا رخ میداد و ظوابط بر روابط ارجحیت داشت، ضمن پاسخگویی به قانون شاید تا آخر عمر به چنین فردی هیچ منصب مدیریتی نمیدادند.
اما او مجدد و برای اثبات قدرت بلامنازع خود طی روندی که همگان در جریان آن هستند! برای سومین مرتبه سکان دار فدراسیون فوتبال شد! قابل پیش بینی بود که فوتبال چه سمت و سویی خواهد رفت. سوای نقش او با سوء مدیریتی خود در فوتبال باعث شد که فساد گسترش پیدا کند چیزی که بسیار قابل تعمق است! اینکه ناکارآمدی و عدم لیاقت خود را ایشان باید چگونه و به چه شکل اثبات نماید! تا برای فوتبالی که به ویرانهای تبدیل شده چارهای اندیشیده شود.
اینکه قلعه نویی اصرار دارد قرارداد خود را با کی روش مقایسه نماید جالب است! آیا در مقیاس فنی هم چنین پافشاری دارد؟ اینکه او فکر میکند کاری کرده که سالها در وصف چنین شاهکاری باید نوشت! آیا متوجه است با چه دستاوردی؟ اینکه با سهمیه فعلی آسیا بر خلاف دهههای گذشته، با شکل چهل و هشت تیمی، ایران با این پتانسیل، جهت ورود به جام جهانی کار شاقی کرده است؟ مثلا نیوزلند رنکینگ چندم رتبهبندی در جهان است؟ مگر همان کی روش در گروهی ملقب به گروه مرگ با اسپانیا قهرمان جهان، مراکش، پرتقال قهرمان اروپا، چهار امتیاز نگرفت؟ ضمن آنکه کسی را نه وطن فروش خطاب کرد نه این همه با مهمل بافی سعی در فریب افکار عمومی داشت. چیزی که جالب است همین تیم فعلی است که هفتاد درصد آن نشات گرفته از تیمی میباشد که کی روش با تغییر نسل ساخت.
آقای قلعه نویی! ایثار در وجود آن آتش نشانی مفهوم مییابد که با داشتن دختری هفت ساله با کمترین سطح دستمزد به دل آتش میزند و جانش را برای کشور و مردم میگذارد.
چرا زیر چنین فشار اقتصادی با روح و روان این مردم بازی میکنید؟! از کدام ایثار سخن میگویی؟! تبدیل دلار به ریال؟ اینکه چرا پاداش من با تاخیر پرداخت میشود؟! آن هم در این شرایط سخت اقتصادی؟! و یا پاداش صد و چهل میلیاردی... بابت چنین دستاوردی کم است؟!
امیر قلعه نویی، در یک جام جهانی، دو جام ملتها به عنوان مربی تیم ملی حضور داشته که هیچ موفقیتی کسب نکرده است. اکنون پس از گذشت چهار سال زمان، آیا وقت آن نرسیده فکری به حال تیم ملی شود و او را برکنار کرد؟
آقای قلعه نویی ایثار کن و فقط برو....