يکشنبه ۰۵ بهمن ۱۴۰۴
جستجو

بازگشت قاتلی که فکر می‌کرد آب‌ها از آسیاب افتاده است

کد خبر: ۲۰۱۹۹۳۳
سه‌شنبه ۳۰ دی ۱۴۰۴ - ۲۲:۰۲

فکرشهر: مردی که ۱۰ سال پیش دوستش را با چاقو به قتل رسانده و به کشور آلمان گریخته بود، با ورود به ایران دستگیر و محاکمه شد.

به گزارش فکرشهر به نقل از همشهری آنلاین، آذر سال ۱۳۹۴ گزارش مرگ مرد جوانی به نام بهرام در یکی از درمانگاه‌های رباط کریم به پلیس اعلام شد. بررسی‌های تیم جنایی نشان داد وی بر اثر ضربه چاقو به ران پا و خونریزی شدید فوت کرده و فردی که او را به درمانگاه رسانده بود نیز متواری است.

چاقوی خون آلود

در ادامه مأموران با تحقیقات میدانی و اظهارات شهود دریافتند که عامل قتل مردی به نام فریبرز بوده است. با مشخص شدن این موضوع، مأموران به سراغ فریبرز رفتند، اما دریافتند که متهم پس از جنایت به ترکیه و از آنجا به آلمان رفته است.

بازگشت قاتل به ایران و دستگیری وی

۱۰ سال بعد از این ماجرا، در حالی که مأموران همچنان به دنبال ردی از فریبرز بودند، متهم که فکر می‌کرد پرونده بسته شده است، به ایران برگشت، اما خیلی زود شناسایی و دستگیر شد. فریبرز در جریان بازجویی‌ها به قتل بهرام اعتراف کرد و گفت با همدستی مردی به نام خسرو مرتکب قتل شده است.

شوهرم برای قاتلش غذا و لباس می‌خرید

در ابتدای جلسه پدر و مادر و فرزند مقتول درخواست قصاص کردند.

سپس همسر مقتول به جایگاه رفت و گفت: وقتی همسرم را کشتند، فرزندم یک‌ساله بود و حالا ۱۰ ساله است. من او را به سختی و یتیمی بزرگ کردم. هر دو متهم از دوستان همسرم بودند. بار‌ها از بهرام خواستم دور آنها را خط بکشد، اما به حرف‌هایم توجهی نکرد و آخرش هم او را کشتند. روز حادثه خسرو با همسرم تماس گرفت و قرار ملاقات گذاشتند، اما جسدش را تحویل گرفتم.

وی افزود: فریبرز به نان شبش محتاج بود. همسرم روزی ۲ وعده برایش غذا می‌گرفت و لباس برایش می‌خرید و کمکش کرد تا زندگیش سروسامان بگیرد، اما او به جای قدردانی همسرم را کشت.

می‌خواستم پولم را از او پس بگیرم

پس از آن فریبرز به جایگاه رفت و گفت: همسر مقتول راست می‌گوید. بهرام خیلی به من کمک کرد و دستم را گرفت. اما وقتی دید زندگیم سر و سامان پیدا کرده است، از من درخواست پول کرد. من هم به او پول قرض دادم، اما حاضر نبود قرضش را پس بدهد. وقتی پولم را خواستم، در جوابم گفت خیلی نمک‌نشناسی، من چندسال بدون منت کمکت کردم، حالا یقه‌ام را گرفته‌ای که پولت را پس بدهم.

او درست می‌گفت، اما من می‌خواستم هرجوری شده پولی را که به او قرض داده بودم پس بگیرم که سر این موضوع دعوایمان شد و او مرا کتک زد. چند روز بعد چاقویی در جیبم گذاشتم تا اگر باز هم بهرام خواست کتکم بزند، از خودم دفاع کنم که منجر به قتل او شد. باور کنید قصدم کشتن او نبود.

من فقط مقتول را به بیمارستان رساندم

بعد از فریبرز، خسرو به قضات گفت: من نقشی در ماجرا نداشتم. با دوستانم فوتبال بازی می‌کردیم که دیدیم فریبرز با چاقو بهرام را زد. بهرام بلند شد و دو قدم راه رفت و افتاد روی زمین و کمک خواست که من او را با ماشین خودش به بیمارستان رساندم و بعد هم بیمارستان را ترک کردم.

وی ادامه داد: حالا بعد از ۱۰ سال به من اتهام معاونت در قتل زده‌اند که قبول ندارم.

با پایان اظهارات متهمان قضات برای صدور رای وارد شور شدند.

 

ارسال نظر
آخرین اخبار
مطالب بیشتر