شنبه ۱۶ فروردين ۱۴۰۴
جستجو
آخرین اخبار استان بوشهر
مطالب بیشتر
فکرشهر: اجراي اين برنامه، طبق اسناد موجود در تهران و چند شهر كشور از جمله قم، جهرم و شهرهاي مرزي كردستان و بنادر و دشتستان با مخالفت‌ها و مقاومت‌هايي مواجه شد كه منجر به كشته و زخمي شدن عده زيادي گرديد.\n\nبه گزارش فکرشهر از مشرق، روز ششم دی 1307 خورشیدی، قانون «متحد‌الشكل شدن لباس» به تصويب مجلس شوراي ملي رسيد و طبق آن مردم ايران ملزم به پوشيدن كت و شلوار شدند.\n\nبعد از انقراض سلسله قاجار در ايران شاهي كه كعبه آمالش اروپا بود به سلطنت رسید. او به سمت كشف حجاب و پذيرش شيوه زندگي به سبك اروپا همراه با سياست مذهب‎زدايي و تبعات آن سوق يافت.
کد خبر: ۱۷۹۱۲
دوشنبه ۰۷ دی ۱۳۹۴ - ۱۲:۴۳

فکرشهر: اجراي اين برنامه، طبق اسناد موجود در تهران و چند شهر كشور از جمله قم، جهرم و شهرهاي مرزي كردستان و بنادر و دشتستان با مخالفت‌ها و مقاومت‌هايي مواجه شد كه منجر به كشته و زخمي شدن عده زيادي گرديد.

\n\n

به گزارش فکرشهر از مشرق، روز ششم دی 1307 خورشیدی، قانون «متحد‌الشكل شدن لباس» به تصويب مجلس شوراي ملي رسيد و طبق آن مردم ايران ملزم به پوشيدن كت و شلوار شدند.

\n\n

بعد از انقراض سلسله قاجار در ايران شاهي كه كعبه آمالش اروپا بود به سلطنت رسید. او به سمت كشف حجاب و پذيرش شيوه زندگي به سبك اروپا همراه با سياست مذهب‎زدايي و تبعات آن سوق يافت.

\n\n

در ميان برنامه‎هاي رضا شاه كشف حجاب به دليل برخورد مستقيم با اعتقادات مذهبي مردم، و تأثيرات و عواقب نامطلوب كه در جامعه اسلامي برجاي مي‎نهاد، به منظور پياده كردن ديگر برنامه‎هاي غربگرايانه و حتي استعماري از حساسيت بيشتري برخوردار بود. از اين رو، قانون اتحاد شكل البسه، به عنوان مقدمه‎اي براي اعلام كشف حجاب در نظر گرفته شد. در اينجا نظر به اهميت آن به عنوان اولين اقدام زمينه‎ساز اعلام كشف حجاب، آن را مورد بررسي قرار میدهیم.

\n\n

در ابتدا چنين تصور مي‎كردند كه براي رسميت بخشيدن به كشف حجاب، بايد زمينه‎هاي لازم را در كانون خانواده فراهم ساخت. از ديد طراحان كشف حجاب، مخالفت مرد با حضور بي‎حجاب همسر در معابر عمومي، مي‎توانست عامل اصلي عدم پيشرفت برنامة كشف حجاب باشد. از اينرو، برنامه‎هاي اولية خود را در جهت تغيير ذهنيت سرپرست خانواده تدوين كردند و بدان جنبه رسمي و قانوني نيز بخشيدند. اول هم به سراغ كاركنان دولت رفتند. زيرا آنان در كنترل دولت بودند و در مقايسه با ساير اقشار جامعه، دولت مي‎توانست نظارت بيشتري بر رفتار آنان اعمال نمايد و از سوي ديگر، پذيرش اين تغييرات توسط آنان، رفته رفته مي‎توانست راه را براي پذيرش ساير اقشار جامعه نيز هموار كند.

\n\n

بدين منظور، در راستاي ايجاد زمينه براي رسميت‎يافتن و اعلام كشف حجاب، قانون اتحاد شكل البسه و تبديل كلاه در چهار ماده و هشت تبصره در جلسه 6 دي ماه سال 1307 و در دوره هفتم قانونگذاري مجلس شوراي ملي به تصويب رسيد. در قسمتي از اين قانون آمده است: «كليه اتباع ذكور ايران كه بر حسب مشاغل دولتي داراي لباس مخصوص نيستند در داخله مملكت مكلف هستند كه ملبس به لباس متحدالشكل شوند».

\n\n

مطابق اين قانون، هشت طبقه از جمله مجتهدين، مراجع امور شرعيه دهات و قصبات، مفتيان اهل سنت، پيشنمازان داراي محراب، محدثين، مدرسين فقه و اصول، روحانيون ايراني غير مسلم مستثني بودند. زمان اجراي آن نيز در شهرها از اول فروردين 1308 و در روستاها و قصبات از اول فروردين ماه 1309 تعيين شده بود. متخلفين از اين قانون در صورتيكه شهرنشين بودند به «جزاي نقدي از يك تا پنج تومان و يا حبس از يك تا هفت روز» و در صورتي كه شهرنشين نبودند به «حبس از يك تا هفت روز به حكم محكمه» محكوم مي‎شدند.

\n\n

اجراي اين برنامه، طبق اسناد موجود در تهران و چند شهر كشور از جمله قم، جهرم و شهرهاي مرزي كردستان و بنادر و دشتستان با مخالفتها و مقاومت‌هايي مواجه شد كه منجر به كشته و زخمي شدن عده زيادي گرديد. به نقل از خبرگزاري ديلي ميل: «حتي دولت ايران براي سركوب و فرونشاندن آتش شورش عشاير ناحيه شيراز دچار اشكال گرديد. شورشيان تقاضاي الغاي قانون راجع به كلاه پهلوي دارند. اين شورش به بلواي افغانستان عليه اصلاحات و اقتباس از تمدن غربي امان‎الله خان شباهت زياد دارد. عشاير با مساعي شاه كه مي‎خواهد آنان را به ترك عمامه و لباس عربي و استعمال كلاه و لباس غربي مجبور سازد، مخالف مي‎باشند».

\n\n

وقتي مقاومت عشاير بالا گرفت، به لحاظ حساسيت موضوع رضا شاه، براي سركوبي آنان از هواپيما و زره پوش نيز استفاده كرد و حتي گفته شد: «شاه شخصاً عازم صحنه عمليات خواهد شد و انتظار يك زد و خورد قطعي مي‎رود».  اما عليرغم اين مقاومتها در بعضي از ولايات، برنامه اتحاد شكل البسه و تبديل كلاه به خوبي پيش رفت. به طوري كه تقاضاي وارد كردن كلاه فرنگي از خارج از مرزها هم كردند. بنا به نقل روزنامه ايران، به دليل كمبود كلاه در منطقه جنوب شرقي «... تجار زاهدان مقدار زيادي كلاه از هندوستان خواسته‎اند». همچنين در بعضي از ولايات بازار استفاده از كلاه و لباس متحدالشكل حتي قبل از اعلام رسمي قانون اتحاد شكل البسه رواج يافته بود و براي آنكه حكام آنجا پا را از دايره مقررات فراتر نگذارند، در خصوص هماهنگي نوع رنگ كلاه با رنگ لباسهاي مختلف از وزارت داخله «استعلامِ»  مي‎نمايند و از آنجا كه از هنگام اجراي قانون اتحاد شكل البسه تا اعلام رسمي كشف حجاب نوع كلاهي كه مأمورين دولتي و مردم مي‎بايست استفاده نمايند، چند بار تغيير كرد قضيه استعلام از وزارت داخله تا سال 1314 ادامه داشت. به طوري كه وزارت داخله در همين سال و درست سه ماه قبل از اعلام رسمي كشف حجاب، و براي آن كه اتحاد شكل البسه مردان با كشف حجاب زنان كاملاً هماهنگ شده باشد، طي بخشنامه‎اي مقررات استفاده از انواع كلاهها و لباسها را به مأمورين ابلاغ كرد.

\n\n

در قسمتي از اين بخشنامه چنين آمده است:

\n\n

1ـ كلاه بلند كرك‎دار براق (مثل مخملهاي پر كرك) به رنگ سياه را ميتوان در كليه موارد استعمال نمود و اين كلاهيست كه قاعدتاً مأمورين بايد تهيه نموده و در مواقع رسمي با ژاكت به سر بگذارند.

\n\n

2ـ كلاه بلند از جنس اطلس مات به رنگ سياه كه به شكل كتابي جمع مي‎شود مختص لباس شب (فراك) [است] و به هيچ وجه در روز استعمال نمي‎شود.

\n\n

3ـ كلاه بلند خالي رنگ اختصاص به موارد ذيل داشته:

\n\n

اسب دواني، نمايشات آرتشي، گاردن پارتي و بعباره اُخري فقط در هواي آزاد استعمال مي‎شود.

\n\n

در پايان اين متحدالمال به ولات و حكام و رؤساي ادارات دستور داده مي شود به «مأمورين مربوط» ابلاغ نمايند.  سؤالي كه در اينجا مطرح مي‎گردد، اين است كه دستورالعملهاي مربوط به چگونگي استفاده از نوع رنگ كلاه و لباس از چه منبعي اقتباس شده است؟ آيا كسي كه مي‎گويد «بايد ايران را چون فرنگ ساخت»،  مي‎تواند منبع ديگري جز فرنگ براي اخذ اين مقررات داشته باشد؟

\n\n

اجراي اين مقررات و لزوم رعايت آن چيزي نيست مگر براي تعليم و آموزش فرهنگ غرب و فرنگي‎مآب نمودن افراد جامعه، وگرنه اگر تنها به تغيير در لباس اكتفا مي‎شد شايد مسئله حادي نبود. اما، در نظر آنان، تغيير در لباس به منزله تغيير در افكار و هدايت آن به سمتي خاص بود. متأسفانه از ميان وجوه مختلف پيشرفتهاي علمي و صنعتي دنياي غرب، بيشتر به ظاهر آن بسنده كردند و تلاش نمودند تا از افكار انحرافي آن پيروي كنند. به قول مخبرالسلطنه، آثاري كه از اين تغيير لباس بيشتر ظاهر شد «تمدن بولوارها بود كه بكار لاله‎زار مي‎خورد و مردم بي‎بند و بار خواستار آن بودند».

\n\n

برگزاري مراسم جشن و سرور به مناسبتهاي مختلف در ادارات دولتي و كارخانجات، فرصتي مناسبي بود براي پيشبرد اين طرح. به طورييكه، كلاه‎گذاري جديد را مترادف تمدن و پيشرفت قلمداد مي‎كردند. روزنامه تجدد شرح مبسوطي از برگزاري جشن تغيير كلاه و لباس از قول مدير كارخانه‎اي در تهران آورده:

\n\n

« ... ما ايرانيان يعني همان اشخاصي كه سابقاً بدون استثناء به هيچ وجه، وزني در انظار جامعه نداشتيم، امروزه بصورت متمدنين در آمده‎ايم و امروز همه آقا ـ مسيو ـ شده‎ايم ...»  در پايان نيز از «پهلواني» كه «يك مشت مردمان ضعيف و بيچاره را آقا نموده» يعني رضا شاه تشكر و قدرداني مي‎كند!

\n\n

كلاه‎گذاري اجباري بر سر ايرانيان، به خارج از مرزها نيز سرايت كرد. روزنامه اطلاعات در مقاله‎اي تحت عنوان «تغيير كلاه» خبر از مراسم جشن تبديل كلاه ايرانيان مقيم بصره مي‎دهد و مي‎نويسد:

\n\n

در بصره از طرف ايرانيان مقيم آنجا براي تغيير كلاه سابق به كلاه تمام لبه مجلس جشن باشكوهي منعقد گرديده است. كنسول دولت شاهنشاهي و تجار و رؤساي اصناف ايرانيان مقيم بصره در آ‎ن جشن حضور داشتند و نطقهاي مفصلي در جشن مذكور ايراد گرديد، و ناطقين بطور كلي محسنات و فوايد اين كلاه و استقبال عظيمي كه در ميهن آنها براي سرگذاردن اين كلاه بعمل آمده متذكر شده و اضافه نمودند كه ما هم بايد مانند برادران خود كه در داخل خاك وطن مي‎باشند فوراً به اين امر مبادرت نمائيم و كلاه جديد بر سر گذاريم.

\n\n

گزارشگر اين روزنامه سپس «حسن استقبالي كه تمام افراد ملت ايران از اين امر نمودند را بزرگترين دليل تقدم اجتماعي» ايرانيان مي‎داند و متذكر مي‎گردد كه «ايرانيان بايد از حيث كلاه هم با ديگر ملل دنيا» برابر و مساوي باشند.  بعد از مسافرت رضا شاه به تركيه، كلاه لبه‎دار تبديل به كلاه شاپو گرديد و در همين زمان حضور زنان بي‎حجاب در محافل و مجالس به اتفاق همسرانشان خصوصاً براي كاركنان دولت جنبه اجبار به خود گرفت. صدرالاشراف در خاطرات خود در مورد مسافرت رضا شاه به تركيه و تعويض كلاه، مي‎نويسد:

\n\n

بعد از مسافرت به تركيه رضا شاه اظهار داشت: «ما بايد  صورتاً و سنتاً غربي بشويم و بايد در قدم اول كلاهها تبديل به شاپو بشود و هنگام افتتاح مجلس شورا همه بايد با شاپو حاضر شوند و در مجلس كلاه را به عادت غربي‎ها بايد بردارند». ‌

\n\n

بنا به نقل خبرگزاري رويتر «شاه براي ترويج اين آداب و رسوم غربي طي بخشنامه‎اي اعلام كرد كه برداشتن كلاه از سر در مقابل بزرگتران دليل احترام مي‎باشد و اين عمل درست نقطه مقابل عادت قديمي ايرانيان است كه برهنگي سر را علامت بي‎ادبي و عدم رعايت آيين بزرگتري و كوچكتري مي‎دانستند». ‌ به گفته همين خبرگزاري، شاه فرمان داده است كه همه آحاد ملت كلاه جديد كه طاق آن هموار و داراي آفتاب‎گردان است و به كلاه سربازان انگليسي شباهت دارد، «بجاي كلاه پهلوي بر سر بگذارند».

\n\n

پس از تبديل كلاه پهلوي به كلاه فرنگي بود كه شاه به «وزراء و وكلاء اعلام كرد كه شروع به رفع حجاب زنها نمايند و چون براي عامه مردم يك دفعه مشكل بود اقدام [به بي‎حجابي] كنند».  رضا شاه خطاب به وزراء و معاونين آنها اعلام كرد كه «شما وزراء و معاونين پيشقدم بشويد و هفته‎اي يك شب باخانمهاي خود در كلوپ ايران مجتمع شويد».

\n\n

بدين ترتيب برنامه اتحاد شكل البسه و تبديل كلاه، عملاً با رفع حجاب همراه شد و مقدمات اعلام طرح موسوم به «كشف حجاب» را بيش از پيش فراهم آورد. طرحی که به دلیل تعارض عمیق با بنیانهای اعتقادی مردم تنها تا پایان عمر حکومت پهلوی اول و آن هم به زور ماموران دولتی ادامه یافت.
\nكشف حجاب، زمينه‎ها، واكنشها و پيامدها ،مهدي صلاح ، مؤسسه مطالعات و پژوهشهاي سياسي ، تهران، بهار 1384 ، ص 97 تا

\n

ارسال نظر
آخرین اخبار
مطالب بیشتر