چهارشنبه ۲۳ ارديبهشت ۱۴۰۵
جستجو
آخرین اخبار استان بوشهر
مطالب بیشتر
اختصاصی «فکرشهر»

آوارگی و آراستگی

فکرشهر: روایتی از حضور مهاجران خوزستانی در دشتستان
نویسنده : عبدالخالق عبدالهی
کد خبر: ۲۰۲۰۳۷۶
شنبه ۲۵ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۱:۵۶
فکرشهر

جنگ ایران و عراق که شروع شد ما را دل سوخت، اما خوزستانی‌های عزیز را هم دل سوخت و هم دامن.

با آغاز جنگ، سیل مهاجران خوزستانی به تمام نقاط کشور سرازیر شد و استان بوشهر و طبعا دشتستان به دلیل همجواری و ریشه‌های خانوادگی از این مهاجرت اجباری نصیب بیشتری برد. آن‌ها که خوش شانس‌تر بودند تمام زندگی شان خلاصه شد توی یک وانت و بدشانس‌ها فقط جانشان را برداشتند و همه زار و زندگی شان در یک چمدان و گاه یک پیچانه و حتی یک بقچه کوچک جا گرفت.

مهاجران روزی که آمدند شاید از نظر مادی چیز زیادی همراه نداشتند، اما بیشترشان آدم‌هایی آراسته، خوش پوش و خوش قیافه و سرشار از نزاکت و ادب و نظم و انضباط بودند.

نصیب روستای ما هم از این کوچ اجباری چند خانوار خوزستانی بود.

من اوایل دهه شصت، بچه کم سن و سالی بودم. پدرم کارمند بود و آن سال‌ها مواجب بگیر دولت بودن مهم بود و قرب و قیمتی داشت و از نظر مالی در حد متوسط بودیم. خودم هم بچه چشم و گوش بسته‌ای نبودم و دیده‌ها و دانسته هایم برای آن سن و سال کم نبود، اما آمدن این چند خانوده مهاجر، انقلابی در من و در همه اهل محل ایجاد کرد.

ما اولین بار، بوی عطر و ادکلن از تن و لباس این مهاجران به دماغمان خورد. ظاهر آراسته ـ لباس اتو کشیده ـ آرایش مو خصوصا مدل موی پانکی، حتی برق کفش‌های واکس زده را برای اولین بار نزد این قوم آراسته دیدیم.

شوخی نیست مهاجر باشی، از دست جغد شوم جنگ گریخته باشی، آواره باشی، دور از مامن و موطن باشی، اما ظاهرت همچنان آراسته و زیبا و چشم نواز باقی بماند.

فوتبال فنی یا گل کوچیک یا به قول آن‌ها «تیل فنی» را خوزستانی‌ها در اینجا مرسوم کردند. بعضی از جوانان خوزستانی هنوز در خاطره‌ها جزو بهترین فوتبالیست‌های دشتستان هستند.

خیاطی‌های مردانه دوزهاشان شهرت تام داشت و هنوز تابلوی خیاطی که نام آبادان دارد، مشتری پسندتر و پر رونق‌تر است.

تزئین خانه با گلدان و گل و گیاه طبیعی را من و خیلی‌ها اولین بار در خانه این مهاجران دیدیم.

تا قبل از آمدن خوزستانی ها، آرایش مردان بیشتر سنتی بود؛ مِکینه و ماشین سرتراشی و گاه تیغ تراش؛ اما مهاجران خوزستانی که آمدند، اصلاح یا به قول آن سال ها، موی کوتاه بلند خصوصا پا زلف‌های مدل دار را با خود به ارمغان آوردند.

موسیقی شاد بندری و شاد زیستی و اهمیت به تفریح، حتی سبک خاصی از نوحه خوانی و عزاداری از جمله تاثیرات فرهنگی ماندگار ورود مهاجران به این خطه است.

زنان محجوب ما را شماطه گران محلی آن هم در پستوی خانه‌ها بند می‌انداختند و سرخاب و سفیداب می‌مالیدند، اما بانوان نجیب مهاجر، با ذوق و سلیقه‌ای مثال زدنی، آرایشگاه‌های سنتی را به سالن‌ها بردند و بهداشت و زیبایی را با هم عرضه نمودند.

همه می‌دانیم عینک رایبون که در واقع شناسنامه پوششی آبادانی بود و هنوز در میان لباس بازان، نشانه‌ی شیک پوشی است، اولین بار بر چشم مهاجران دیده شد.

این نشانه‌ای ظاهری بود، اما تاثیرت باطنی هم کم نبود.

من اولین بار قسمِ «به جان مادرم» را از زبان همسایه مهاجرم شنیدم.

علیرغم زودرنجی که شاید یادگار زخم ناسور دوران جنگ بود، مهاجران عموما مردمانی متساهل، با ادب و نزاکت و خصوصا اهل رعایت و احترام گذاشتن به دیگران بودند.

من اولین باری که دیدم خواهر و برادری با هم دست می‌دهند، نزد خوزستانی‌های عزیز بود.

اما به گمانم مهم‌ترین تاثیر فرهنگی حضور مهاجران، تلطیف و حتی تغییر نگاه بسیاری از اهالی به زنان بود. بعضی‌ها شیکپوشی، عیان بودن، آراستگی و اندکی باز بودن پوشش را نشانه انحراف اخلاقی زنان می‌دانستند، اما با دیدن بانوان مهاجر معلوم شد یک زن می‌تواند آراسته و شیک پوش و شل حجاب باشد در عین حال محجوب و نجیب هم باشد.

نکته آخر این که حضور مهاجران در دشتستان با همه محاسنی که داشت، احتمالا معایب و ناهنجاری‌های اجتماعی هم به همراه داشته، اما در مجموع تاثیرات مثبت این حضور به مراتب بیش از معایبش بود و نکته دیگر این که البته که قبل از حضور مهاجران، ما مردان و زنان بومی خوش پوش، عطرزده، اتو کشیده و با کلاس و جنتلمن داشتیم، خیلی هم داشتیم، یعنی تاثیر متقابل ما بر مهاجران نیز کم نبوده، ضمن این که این مطلب نافی رشد اجتماعی و آشنایی ما دشتستانی‌ها با مضامین تجددخواهی و مظاهر تمدن و غنای فرهنگی نیست، این نوشته صرفا در مقوله تبادل فرهنگی و بده بستان‌های دو قوم نگاشته شده و آنچه خواندید تنها قطره‌ای است از دریای اثر و موثر متقابل فرهنگی و اجتماعی.

به قول حضرت حافظ:

عشق دردانه ست و من غواص و دریا میکده

سر فرو بردم در آن جا تا کجا سر برکنم.

عبدالخالق عبدالهی - روزنامه نگار

آوارگی و آراستگی

 

 

منبع: فکرشهر
نظرات بینندگان
ناشناس
|
Germany
|
شنبه ۲۵ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۲:۴۸
بنظرم احتمال میدی که سیل مهاجرت معکوس اتفاق بیفته خواستی پیش دستی کنی
نه ککا مدل جنگ فرق کرده جنگ که میشه از مند تا مشهد وار سراوان تا سراب همه جنگ زده اند. بختر اینه که فکر ییگه ای بکنی
عبدالخالق عبدالهی
Iran (Islamic Republic of)
عجب !!!! چرا نیت خوانی می کنید و حرف تو دهن بنده میذارید
ناشناس
|
France
|
شنبه ۲۵ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۳:۲۳
سلام ؛ قلم تان مانا
حسین حیدری
عبدالخالق عبدالهی
Iran (Islamic Republic of)
سپاس
مسعود آتشی
|
Poland
|
يکشنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۰:۲۰
آفرین به قلم آقای عبدالهی که چه زیبا به این موضوع اجتماعی پرداخته، تحلیل کرده و نتیجه گیری نموده است
عبدالخالق عبدالهی
Iran (Islamic Republic of)
ممنونم جناب آتشی عزیز . کاش جنابعالی زحمت می کشیدید و این تاثیرات را یک به یک به صورت مشروح می نوشتید
ناشناس
|
France
|
يکشنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۵:۳۵
سلام دوست گرامی وقلم زن.
زنده یاد مهدی بازرگان که صادقانه می گفت ومی نوشت هنگامی که نخست وزیر دولت موقت بود نکاتی حائز اهمیت برای توجه دادن وتنبه ما می گفت که البته گوش شنواکم بود یا اصلا نبود .به مناسبتی فرمود استعمار علی رغم مضراتش فوایدی هم داشت وآن این که تکنولوژی وفرهنگ کار وتلاشگری را برای مستعمره بجا می گذاشت مثال بارز هند است که وقتی گاندی ونهرو استقلال میهن را عملی وممکن کردند ریسندگی ودیگر صنایع آن روز را از بریتانیایی ها گرفتند ووو اطاله ی کلام شد بازرگان فرمود بنظر من استبداد به ایران وملت ایران بیش از استعمار آسیب زده است شما که به دسترسی به فضای مجازی مسلطید ومحقق می توانید مشروح این بحث بازرگان را بیابید آبادانی ها نه درایران بل درخاورمیانه اولین شهرنشینانی بودند که تلاشگری کار وزندگی حقوق شهروندی نظم شادخواری انسان مداری وحقوق فردی را از انگلیسی ها گرفتتد وبا وقوع جنگ درحالی که آواره شدند داشته ها یشان را در پهنای سرزمین پهناور میهن نشر ورواج دادند.بنوعی می توان گفت مدرنیته را بجنگ سنت آوردند .باعذر فراوان برای اطاله ی کلام
ناشناس
|
Netherlands (Kingdom of the)
|
يکشنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۷:۱۷
درود بر جناب عبدالهی جالب بود معتقدم ذکر خاطرات انسان را به تفکر وادار می‌کند مثبت یا منفی فرقی نمی‌کند.
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
يکشنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۵:۲۹
آقای عبداللهی درباره‌ی روستا حرف می‌زنند
ارسال نظر
آخرین اخبار
مطالب بیشتر