فکرشهر: تحصن نمایندگان مجلس ششم در اعتراض به ردصلاحیتهای نامزدهای انتخابات مجلس هفتم پس از ۱۶ سال هنوز محل بحث و نظر است.
به گزارش فکرشهر، روزنامه شرق نوشت: هنوز بعضی افراد از آن تحصن دفاع میکنند و بیشتر بر علت تحصن یعنی رد صلاحیتها تکیه میکنند و برخی دیگر با نکوهش تصمیم ۱۳۹ نماینده مجلس ششم صرف تحصن را نوعی عدم تمکین به قانون میدانند.
رسول منتجبنیا، فعال سیاسی اصلاحطلب که بهتازگی در پی جدایی از حزب اعتماد ملی، حزب خود یعنی جمهوریت را تأسیس کرده است، در اظهارنظری انتقادهای تندی به تحصنکنندگان مجلس ششم وارد کرده و «بسیاری» از اصلاحطلبان را لجوج و عامل لطمات سنگین به جبهه اصلاحات دانسته است: «اگر بخواهیم پرونده دوره ششم و آستانه مجلس هفتم را باز کنیم، بسیار دردناک و غمانگیز است و نشان میدهد که بسیاری از چهرههای اصلاحطلب چه ضربه و لطمهای به اصلاحطلبان زدند یعنی ما تا اوج پیروزی پیش رفتیم و انصافا در آن مقطع بسیاری از مقامات نظام تعامل کردند ولی بعضی از دوستان ما از در لجبازی وارد شدند. این دسته از اصلاحطلبان زیر بار حرف آقای خاتمی، آقای کروبی و مرحوم هاشمی نرفتند و لجبازانه کارهای خود را ادامه دادند و هم خودشان شکست خوردند و هم اصلاحات را به اینجا رساندند.»
او در پاسخ به پرسش «خبرآنلاین» مبنی بر این که آیا منظور از این سخنان تحصن مجلس ششم بود، گفته است: «تحصن بخشی از آن بود. اگر بخواهم موضوع را باز کنم، مسائل زیادی برای گفتن هست که اگر بدانید، تصدیق خواهید کرد که چه ضربههای سنگینی را به ملت و کشور و اصلاحات زدند و خود را هم متولی اصلاحطلبان میدانند. حالا بماند. نمیخواهم پرونده آن را باز کنم اما همین مقدار بدانید در نتیجه رفتارهایی که صورت گرفت هم دولت و هم مجلس به دست نیروهای افراطی تند نه اصولگراهای میانهرو سپرده شد که هزینهای سنگین را به کشور تحمیل کردند.»
روایت کروبی
ماجرای تحصن نمایندگان مجلس ششم به عدم احراز صلاحیتهای نامزدهای مجلس هفتم بازمیگردد. در جریان این حرکت اعتراضی، ۱۳۹ نماینده در مجلس شورای اسلامی تحصن کردند که برخی ازجمله منتجبنیا باور دارند که آن تحریک باعث مسدودشدن فضای سیاسی بر اصلاحطلبان شد؛ به نحوی که حتی مهدی کروبی نیز گویا با آن حرکت مخالفت بود؛ چنانکه در سال ۸۶ گفته بود: «نمایندگان متحصن در مجلس ششم فکر میکردند که در جامعه از این کار آنها استقبال میشود ولی مشت گرهکرده آنها خالی باز شد... دستهای از نمایندگان مجلس به متحصنین طعنه و کنایه میزدند و میگفتند از جمعیتی که در حمایت از شما در خیابان جمع شده بهسختی عبور کردیم... اما من دیگر به تحصن کاری نداشتم، وقتی یک روز حفاظت و حراست به من گفت اوضاع امنیتی مجلس از دست ما در رفته، این کار خطرناک است، در حالی که مدیر حفاظت زیر نظر شخص رئیس مجلس است، به او گفتم، نه اجازه بده کارشان را بکنند اگر ما الان جلوی آنها را بگیریم، میگویند شما نگذاشتید.»
روایت محمدرضا خاتمی
در مقابل این سخنان محمدرضا خاتمی تحصن نمایندگان را یک واکنش طبیعی در آن مقطع میداند و در گفتوگو با «ایرنا» گفته بود: «شما ببینید این تحصن چه زمانی اجرا شد. ما در مرحله اول رد صلاحیتها تحصن نکردیم، چون هنوز به روند قانونی امیدوار بودیم. رایزنی و لابی کردیم و پیغام دادیم و به شورای نگهبان اعتراض کردیم و خواستیم مر قانون و نیز رهنمودهای رهبری را اجرا کنند اما به این اعتراضات رسیدگی نشد. ما تمام تلاش خود را کردیم تا مسئله سیر عادی خود را طی کند. در این رابطه انصافا آقایان خاتمی، کروبی، وزیر اطلاعات و وزیر کشور تلاش بسیاری کردند تا روند اصلاح شود اما نشد. شورای نگهبان در مرحله دوم بررسی صلاحیتها نیز با همان شدت همه را دوباره رد صلاحیت کرد.»
روایت کدخدایی و باهنر
تحصن نمایندگان پیامدهایی بههمراه داشت؛ بهنحویکه انتخابات آن دوره مجلس با مشارکت بسیار پایین خاصه در تهران مواجه شد؛ بهطوریکه گفته میشود میزان مشارکت در شهر تهران، کمتر از ۳۴ درصد بود. پس از آن نیز مشخصا در سال ۸۶ شورای نگهبان باز هم تعداد نسبتا زیادی از اصلاحطلبان را رد صلاحیت کرد و شخص عباسعلی کدخدایی، سخنگوی شورای نگهبان اذعان کرد که «دلیل رد صلاحیت شماری از داوطلبان اصلاحطلب برای نمایندگی مجلس، شرکت آنان در تحصن اعتراضآمیز نمایندگان مجلس ششم در چهار سال پیش بوده است.»
اظهارات کدخدایی در سال ۸۶ بعد از آن بود که محمدرضا باهنر که اکنون یک چهره اصولگرای معتدل معرفی میشود، درباره تحصنکنندگان گفته بود: «زندهماندن نمایندگان متحصن مجلس ششم به خاطر رأفت نظام است.»
به هر روی همانطورکه پیشتر گفته شد، تحصن در آن مقطع نظرات مختلفی را بههمراه داشته اما این که اکنون رسول منتجبنیا در آستانه انتخابات پیش رو که اصلاحطلبان نیاز به وحدت جامعه دارند، این سخنان را مطرح میکند، جای تأمل دارد زیرا با فرض این که در آن زمان تحصن نمایندگان منجر به مسدودشدن راه اصلاحطلبان شد، اکنون نیز هرگونه اقدامی که به شکستهشدن وحدت میان جبهه اصلاحات بینجامد، شاید همان نتیجهای را دربرداشته باشد که تحصن نمایندگان در سال ۸۲ در پی داشت. از سوی دیگر شاید سخت باشد که با محکومکردن بخشی از اصلاحطلبان بهدلیل یک رویداد تاریخی دست به ایجاد دو طیف اصلاحطلبان خودی و غیر خودی زد.