دوشنبه ۰۳ ارديبهشت ۱۴۰۳
جستجو
اختصاصی فکرشهر:
فکرشهر: در هشت سال دفاع مقدس و به دلیل کاربرد چند جانبه چفیه در جنگ (حدود 30 کاربرد)، این پوشش نیز جنبه نمادین پیدا کرد و پس از جنگ نیز باقی ماند به گونه ای که امروزه چفیه بخشی حالت نمادین پیدا کرده است. استفاده از چفیه در منظر عمومی...
کد خبر: ۵۹۲۱
پنجشنبه ۰۳ مهر ۱۳۹۳ - ۰۲:۴۷

استفاده از اقسام لباس، نظرات فراوانی را در طول تاریخ برانگیخته که گاهی این نظرات همسو و گاها نیز ناهمسو و بعضا نیز متضاد است؛ اما همه نظریه پردازان در چند مورد اتفاق نظر دارند؛ اول این که لباس، انسان را از سرما و گرما و برف و باران حفظ می کند، دوم این که در جهت  پوشش شرمگاه ها و حفظ عفت و شان کمک می کند؛ سوم این که به انسان آراستگی و زیبایی و وقار می بخشد؛ همین ترتیب نیز در تاریخچه استفاده از لباس رعایت می شود، یعنی این که در ابتدای استفاده انسان ها از لباس، صرفا جنبه حفاظتی مد نظر بوده و سال ها، بلکه قرن ها بعد جنبه آراستگی و تفاخر را به خود می گیرد. 

در این مقال، منظور از لباس، تمام پوشش ها از قبیل پیراهن، شلوار، شال، کلاه، عمامه و عبا،چادر(سرانداز زنانه) و...می باشد. پس از دوره سوم استفاده از لباس (آراستگی و تفاخر)، وجه دیگری نیز به استفاده از لباس ها اضافه شد که از نظرگاه کارشناسان، مغفول مانده است و آن وجه نمادین لباس می باشد؛ یعنی این که
لباس می تواند نقشی نمادین ایفا کند که هیچ ارتباطی به کارویژه های قبلی لباس ندارد، از جمله البسه هایی از قبیل عبا، کلاه، شال، خرقه، عمامه، کفش و این اواخر نیز چفیه....

کم و بیش واژه هایی از قبیل کلاه از سر برداشتن و یا خرقه بخشیدن و... را شنیده اید که همین موارد بخشی از وجوه نمادین یک لباس می باشند، لذا
در این بخش به ترتیب به این وجوه می پردازیم.

کلاه: کلاه از سر برداشتن، نمادی برای احترام و تکریم طرف مقابل می باشد، به بیان دیگر، زمانی که فردی در مقابل دیگری ایستاده و کلاه را از سر بر می دارد به نشانه اوج احترامی است که برای طرف مقابل قائل می شود؛ البته در افواه عمومی کلاه گذاشتن یا از سر برداشتن به معنای فریب دادن افراد نیز
به کار می رود که این موارد، جنبه اصطلاحی داشته و نمادین نیستند؛ نمادین به این معنا که یک رفتار، بیانگر یک معنا باشد.

خرقه(عبا): پوشش مخصوص دراویش یا عرفا بوده است که به روی دوش خود می انداختند، این پوشش مخصوص این شان بوده و گاهی هر نفر از این شئون، خرقه ای مخصوص به خود داشته که معروف بوده است. صاحب خرق، دو نوع خرقه بخشی داشته اند. یکی از این انواع زمانی صورت می پذیرفته که عارف یا درویش، میهمان موجهی به محضرش می رفته و عارف، به یادگاری، خرقه خود (اصلی) را به او می داده است؛ این خرقه بخشی، یعنی اوج احترامی که برای این فرد قائل می شدند. دومی زمانی رخ می داده است که عارف یا درویش، شاگرد خود را پرورش یافته(دانش آموخته) می دیده و او را سزاوار اهدای خرقه می دیده است و معنای این کار، یعنی شاگرد مستحق لقب درویش یا عارف می شده است. گاهی نیز صاحب خرقه، تکه ای از خرقه خود را بریده و به بعضی از افراد جهت نشانه یا تبرک می داده است که کارشناسان معتقدند خرقه بخشی، صرفا به همین نوع سوم اطلاق می شود(بریدن تکه ای از عبا) و دو نوع
اول، عبا بخشی اطلاق می شود.

عمامه: این پوشش  در ابتدا عمومی بوده و امروزه کاملا مختص روحانیون می باشد. گاهی علما و روحانیون بزرگ در گذشته برای اعلام عصبانیت و انزجار خود از مطلبی یا حادثه و رخدادی و یاخبری از وقوع رویدادی نابهنجار، عمامه خود را بر زمین می زدند. این رفتار یعنی اوج عصبانیت روحانی از یک رویداد؛که شاگردان و مریدان مرجع را نسبت به وخامت اوضاع مطلع می کرده و موضع گیری عمومی را موجب می شده است.

چفیه(کوفیه): ‎ یک نوع  شال یا سربند رایج سنتی مردان  عرب بوده  است. چفیه به عنوان سربند استفاده می شود تا از سر و چشم دهان آنان در برابر آفتاب و شن محافظت کند. در هشت سال دفاع مقدس و به دلیل کاربرد چند جانبه چفیه در جنگ (حدود 30 کاربرد)، این پوشش نیز جنبه نمادین پیدا کرد و پس از جنگ نیز باقی ماند به گونه ای که امروزه چفیه بخشی حالت نمادین پیدا کرده است. استفاده از چفیه در منظر عمومی، نشان از اعتقاد و دلبستگی به 8 سال دفاع مقدس و فرهنگ بسیجی -به عنوان گروهی که بیشترین استفاده را از چفیه می کردند-  می باشد همچنین وجه نمادین دیگر چفیه، بخشیدن چفیه به دیگران است. چفیه رهبری، چفیه شهیدان، چفیه سرداران و جانبازان جنگ که گاهی مشاهده می شود به افراد بخشیده می شود. این چفیه بخشی نیز، نشان از احترام ویژه ای است که صاحب یا صاحبان چفیه، برای  گیرنده چفیه قائل هستند و نصیب هر کسی نمی شود.

چادر(سرانداز زنان): چادر نیز در ایران جنبه نمادین پیدا کرده است. نمادین ترین جنبه چادر، از سر کشیدن آن است. در گذشته، زنان خانواده برای جلوگیری از مردان خانواده در اقدامی که به نظر آن ها زشت و قبیح  و ناپسند بوده است، مردان را به این رفتار تهدید می کرده اند؛ به بیانی ساده تر، به مردان خانواده خود (پسر یا شوهر و...) می گفته اند که اگر فلان کار را انجام بدهی، چادر خود را در کوچه از سر بر می دارم! و چون مردان نسبت به این قضیه (بی چادری زنان خانواده شان در منظر عمومی) حساسیت داشته اند از انجام آن کار صرفنظر می کرده اند.

شال: شال نیز به پارچه ای تقریبا بلند اطلاق می شود که در گذشته مردان به کمر می بسته اند که حاکی از آمادگی فرد برای انجام کاری بوده است -اصطلاح شال و کلاه کردن که نشان از آماده شدن فرد برای انجام کاری مهم می باشد- البته در اکثر مناطق ایران، به دلیل تغییر پوشش، استفاده از شال منسوخ شده است؛ لیکن در
همان مکان های معدود نیز بستن شال، نشان از عزم فرد برای انجام کاری مهم می باشد.

استفاده از کراوات، دستمال «یزدی»، بستن یا نبستن دکمه های پیراهن و... نیز حالتی نمادین پیدا کرده اند که هر کدام، بیانگر پیامی نمادین می باشد که به دلیل عدم فراگیری این نمادها، از پرداختن به آن ها پرهیز می کنیم.

در تمام موارد فوق، می توان رگه هایی از کاربرد سوم البسه (شان و منزلت) را مشاهده کرد.به بیان ساده تر این که تمام رفتارهایی که به آن ها اشاره رفت جریانی از بالا به پایین را مشاهده می کنیم؛ یعنی این پوشش افراد بزرگ است که صاحب منزلت و اعتبار است و همین بخشش یا حرکت بزرگان بوده است که به البسه، حالت نمادین بخشیده است وگرنه خرقه یک فرد عادی، فاقد اعتبار بوده و در صورت بخشیدن به فرد دیگر نیز، حالت نمادین به خود نمی گرفته است!

ارسال نظر
آخرین اخبار
مطالب بیشتر