آمار بانک مرکزی از افزایش نقدینگی و بیکاری در کشور
فکرشهر: عصرایران نوشت: کشورهای مختلفی در دنیا هستند که روزگاری از بحران اقتصادی رنج میبردهاند، اما اکنون جایگاه مطلوبی را در میان کشورهای جهان دارند. ما در این مجال ۳ مورد را برای شما آوردهایم:
کره جنوبی
در آغاز جنگ کره یعنی در سال ۱۹۵۰، کشور کره که هنوز به شمالی و جنوبی تقسیم نشده بود در پی دههها اشغال بودن توسط ژاپنیها از نظر اقتصادی تقریبا به زانو در آمده بود. نکته جالب این که در آن زمان قسمت شمالی کره از قسمت جنوبی آن صنعتیتر و ثروتمندتر بود و قسمت جنوبی بیشتر متمرکز بر فعالیتهای کشاورزی بود.
جنگ کره در سال ۱۹۵۳ به پایان رسید و کشور به دو قسمت شمالی و جنوبی تقسیم شد ولی وضعیت بد اقتصادی در کره جنوبی ادامه یافت تا این که در سال ۱۹۶۱ کودتایی در این کشور توسط ژنرال پارک چونگ هی انجام شد. رژیم کودتا گرچه به علت سیاستهای سرکوب جنبشهای مدنی به شدت مورد انتقاد قرار گرفته بود، اما تواسط به شکلی کارآمد اقتصاد کره جنوبی را مدرن سازد.
اولین برنامه ۵ ساله کره جنوبی در سال ۱۹۶۲ آغاز شد و در پی آن کشور به سرعت صنعتی شد. توسعه پر سرعت و قابل این کشور را معجزه رود هان نامیدند. این در واقع مدل سازی کرهایها از روی اصطلاح معجزه رود راین بود که به توسعه آلمان غربی بعد از جنگ جهانی دوم اشاره داشت.
چبولها یا شرکتهای بزرگی مانند سامسونگ و ال جی با کمک وامهای بزرگ و سنگینی که از بخش بانکی در این دوره ۵ ساله اول گرفتند باعث شدند رشد اقتصادی قابل توجهی در این کشور استارت بخورد. صنایع الکترونیک و فولاد این کشور در دهه ۱۹۷۰ به شکوفایی رسید و رشدی بالاتر از ۷.۸ درصد را تجربه کرد. وقتی در سال ۱۹۹۳ حکومت نظامیها در این کشور به پایان رسید، کره جنوبی تبدیل به یک کشور توسعه یافته شد.
امروزه سرانه تولید ناخالص داخلی این کشور در حدود ۳۲۳۰۵ دلار است.
اسپانیا
در حدود ۱۰۰ سال پیش اسپانیا یک کشور با محوریت کشاورزی بود که در پی جنگ داخلی در دهه ۱۹۳۰ صدمات فراوانی خورده بود. در پی این جنگ داخلی دیکتاتوری فرانکو بر این کشور برای دهههای متمادی حکمفرما شد و شرایط اقتصادی سختی برای مردم این کشور به خصوص در دهههای ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ به وجود آمد.
دولت فاشیست ژنرال فرانکو تمرکز خود را بر خودکفایی اقتصادی گذاشت و سعی کردن اسپانیا را از بقیه جهان ایزوله و جدا کند. او با واردات کالا و محصولات به اسپانیا مخالف بود. این سیاست باعث رشد اقتصادی منفی در این کشور شد و در پی آن ارزش پول این کشور کاهش شدیدی را تجربه کرد.
اوضاع به همین شکل ادامه یافت تا این که در سال ۱۹۵۹ فرانکو تصمیم مهمی گرفت به این شکل مقامات و وزرای مهم اقتصادی خود را با وزرای لیبرال و جوان جدید جایگزین کرد. تا جان تازهای به اقتصاد به نفس افتاده کشورش دهد. در میانه دهه ۱۹۶۰ اسپانیا با سرعت و قدرت فراوان صنعتی شد و درهایش را به روی کالاهای خارجی باز کرد.
بسیاری از کارخانهها و صنعت توریسم در این سالها در اسپانیا رونق یافت. سرانه تولید ناخالص داخلی که در سال ۱۹۶۰ فقط ۷۳۵۹ دلار بود در پایان حکومت فاشیستی فرانکو در سال ۱۹۷۵ دو برابر شده بود.
سنگاپور
وقتی سنگاپور در سال ۱۹۶۵ از مالزی مستقل شد فقر و بیکاری وسیع بر آن حکمفرما بود. یک سوم از جمعیت آن زمان این کشور زاغه نشین بودند و در حدود نیمی از جمعیت بی سواد بودند و سرانه تولید ناخالص داخلی تنها ۵۱۶ دلار بود. سنگاپور به دلیل عدم بهره مندی از منابع طبیعی در آن سالها دورنمای اقتصادی بسیار تیره و تاری را در مقابل خود میدید، اما به یک باره فردی به نام لی کوآن یو در این کشور ظهور یافت که اولین نخست وزیر این کشور بود.
او تصمیم بر این گرفته بود که از سنگاپور یک کشور بسیار توسعه یافته بسازد.
او توانست نظام آموزشی این کشور را دگرگون کند و زبان انگلیسی را در این کشور بسیار رایج کند و بنابراین یک نیروی کار چندزبانه ماهر را به وجود آورد. در عین حال او با فساد مبارزه جدی و سختی را انجام داد و مالیاتها را کاهش داد. ولی در عین حال اتحادیههای کارگری را ممنوع کرد با این هدف که سرمایه گذاری خارجی را جذب کند. کار آن قدر خوب پیش رفت که سنگاپور برای سالها رشذ اقتصادی دو رقمی را تجربه کرد. دولت درآمدهای تازه به دست آمده را بع بعبود زیرساختهای کشور اختصاص داد.
در سال ۱۹۹۰، لی از قدرت کناره گیری کرد. ولی سالها بود که سنگاپور به عنوان یک کشور توسعه یافته و مدرن شناخته میشد. سرانه تولید ناخالص داخلی این کشور ۷۸۱۴۴ دلار است.